عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

64

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

وَ أَوْفُوا بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِكُمْ بانابت از بر من باز آييد « 1 » تا ببشارت از بر شما و از آيم . « 2 » وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى - و هو المشار اليه بقوله تعالى : هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ . وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ - اين آيت ردّ است بر دو گروه : گروهى كه گفتند : معصيت طاعت باطل كند ، و گروهى كه گفتند : عذاب كردن بيگناه در حكمت جائز نيست ، و اين هر دو خلاف حق است ، و نه طريق سنت است . معصيت طاعت باطل نكند كه رب العزة مؤمنانرا بستود ، و به عمل صالح موصوف كرد ، آن گه وعدهء مغفرت داد ، و آن كس كه سزاى مغفرت بود بيگناه نباشد . پس با گناه عمل صالح از وى بنيفتاد . و نيز بيان كرد كه : بنده اگر چه با عمل صالح است ، محتاج عفو و مغفرت است ، و اگر چه پاكدامن است ، نيازمند رحمت است ، كه نجات در رحمت و مغفرتست نه در طاعات و اعمال . مصطفى ( ص ) گفت : « لو عذبنى اللَّه و ابن مريم لعذبنا ابدا ، و هو غير ظالم » . و قال الحسين بن منصور : « من جوز التخليق من غير علة جوز التعذيب من غير زلة » . آن كس كه بخواند بىعلت ، اگر براند بىزلّت ، كس را بر صنع وى چرا نيست ، و در حكم وى چون نيست . خداوندا ! در راستى كار تو تهمت نيست ، و صنع ترا علت نيست . درمانديم در مقامى كه راه واپس نيست و از پيش يارا نيست « 3 » در دريايى كه آن را كران نيست . خداوندا ! رهى را درياب ، كه رهى را بيش از اين طاقت نيست . بپيوند و ببخشاى كه مقتضاى كرم جز اين نيست . فتح شخرف از اسرافيل مصرى پرسيد استاذ ذو النون كه : هل تعذب الاسرار قبل الزلل ؟ اسرافيل سه روز زمان خواست . روز چهارم گفت : مرا جواب دادند بشنو اگر روا بود ثواب بيش از عمل ، هم روا بود عذاب بيش از زلل . اين بگفت و زعقه‌اى « 4 » زد ، و در شوريد ، و از دنيا برفت .

--> ( 1 ) - نسخهء الف : و از آييد . ( 2 ) - چنين است در نسخهء الف و ج ( 3 ) - نسخهء الف : در مقامى كه پيش للل نيست و از پيش يارگى نيست . ( 4 ) - زعقه يعنى صيحه ( المنجد ) .